خلاصه قسمت ۴۷ چهل وهفت جواهری در قصر
يانگرو که ناپديد شده توسط عوامل چوئي گير افتاده و مامور مي شود با نامه اي به دادستاني بدهد که وزير اوه گناهکار شناخته شود ( اردکهاي گوگردي منظور است )
خبر وصيت نامه اي که دست يانگوم است در قصر مي پيچد .
يانگرو توسط چوئي ها سر به نيست مي شود .
يولي وصيت نامه ي تقلبي به دادستاني مي دهد .
براي روشن شدن ماجرا جلسه اي با تمامي عوامل اين ماجرا تشکيل مي شود .
و در نهايت حق به حق دار مي رسد و چوئي ها و وزير اوه هم به دست قانون سپرده مي شوند
خلاصه قسمت ۴۸ چهل و هشت جواهری در قصر
وزير اوه و دارو دسته چوئي دستگير مي شوند .
بانو چوئي از زندان فرار کرده و از صخره اي پرتاب شده و مي ميرد .
هرکدام از مجرمين اخراج و يا تبعيد مي شوند .
يانگوم از پادشاه مي خواهد تا احترام و عزت مادرش و بانو هن بازگردد .
يانگوم براي مدت کوتاهي بانوي اول آشپزخانه مي شود تا خواسته ي مادرش را انجام دهد .
سرانجام پادشاه متوجه مي شود که او همان کودکي است که در زمان شاهزادگي خود ديده بود ...
خلاصه قسمت ۴۹ چهل و نه جواهری در قصر
يانگوم ار پادشاه مي خواهد که او را به مرکز بهداشت عمومي بفرستد تا تجربيات بيشتري کسب کند.
اين در حالي است که تمامي پزشکان از اين درخواست متعجب اند .
يانگوم در اين مدت چند بار به ديدار افسر مين ( که به آن محل آمده و گاهي به پسربچه هاي بيمار درس مي دهد ) مي آيد و افسر مين براي شوخي با يانگوم به او کم محلي مي کند .
تا اينکه با در خواست ملکه يانگوم به قصر احضار مي شود .
در خواست او اينست که پسرش ( پرنس کرون را که بيماري لاعلاج قلبي دارد ) را بکشد .
يانگوم مردد است .
پادشاه برخي از حرفهاي آنها را شنيده و از يانگوم ماجرا را مي خواهد .
اما يانگوم رازداري مي کند .
يانگوم به دنبال افسر مين گشته و او را يافته و از او مي خواهد تا از قصر فرار کنند .
افسر مين نامه استعفاي خود را داده و يانگوم هم نامه اي براي داگو مي نويسد .
پادشاه يانگوم را به سمت پزشک شخصي خود منصوب مي کند .
خلاصه قسمت ۵۰ پنجاه جواهری در قصر
تمام قصر با درخواست پادشاه مخالفند.
اين در حالي است که يانگوم و افسر مين با شادي دست در دست هم خارج از قصر هستند .
تا اينکه توسط مامورين به قصر برگردانده مي شوند .
يانگوم در ميان تعجب حاضرين در خواست پادشاه را مي پذيرد .
ملکه مادر و ملکه يون سنگ را به دليل اينکه در اتاقش پادشاه و يانگوم ملاقات مخفي داشته اند بازخواست مي کنند .
و اين باعث مي شود تا يون سنگ زايمان زودرس کند
و فرزند دختري را بدنيا آورد ( البته به اين سادگي که فکرش را مي کنيد نيست )
خبر مي رسد که فرزند پادشاه و ملکه به شدت حالش بد است ...
